اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا

شهید جعفر آبایی هزاوه

  • شهید جعفر آبایی هزاوه
  • نام پدر: صفر علی
  • محل تولد: اراک
  • تاریخ تولد: 1335/2/12
  • محل شهادت: قلاویزان مهران
  • تاریخ شهادت: 1365/4/16
  • قشر:
  • سن: 30
  • وضعیت تاهل: مجرد
  • شهرستان: اراک
  • شماره شناسنامه:
  • کد ملی: 0531839079
  • محل دفن: اراک
  • ستاد یادواره:
  • یگان خدمتی:
  • عضویت: سپاه پاسداران
  • نام عملیات: کربلای 1

دلاور مردی بود از مردان حقیقت، مردان قوی دل و قوی همّتی که کافران و دشمنان را به حیرت و فغان در آورده و دوستان را خرسند و خوشحال نمودند. آنانی که ثمره خونشان سرافکندگی و ذلّت دشمن شد و سربلندی و عزّت دوستان. شاید در روزگارانی قصه دلاور مردی‌ها و از خودگذشتگی‌های مردانی بزرگ را می‌شنیدیم و آرزوی دیدن آنان یا در کنار آنان بودن را داشتیم، که ناگاه دشمن ظاهر شد و تاریخ، صحنه‌ای دیگر از گذشته‌های خویش را به نمایش گذاشت. با این تفاوت که این بار حقیقتاً دلاوری و شجاعت را تجربه کرد آن هم نه در منطقه یا قشری خاص، که همه ایران و همه ملت ایران این شرافت را به نمایش گذاشتند.

شهید جعفر آبایی هزاوه از این دست شهیدان است. او در شهرستان اراک و در تاریخ دوازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۵ در خانواده‌ای پا به عرصه وجود گذاشت که در آن مذهب، حرف اول را می‌زد و برای تربیت جعفر با تمام داشته هایشان به میدان آمده بودند تا او را در مسیری بزرگ کنند که اصول و قواعد اسلام می‌گوید، برای همین، روزها را در کنار پدر به آموزش و یادگیری فنون زندگی و شب‌ها را در کانون احساس مادر به آموختن دروس معرفتی برای زندگی اسلامی می‌پرداخت.

هفت ساله شد و دوره ابتدایی را شروع کرد و تحصیلش را تا مقطع سوم راهنمایی ادامه داد و برای کسب روزی و امرار معاش در شرکت ماشین سازی اراک مشغول به کار شد. بعد از پیروزی انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی به عنوان داوطلب راهی جبهه ها شد و در سپاه شروع به خدمت کرد.

شهید جعفر آبایی در منطقه عملیاتی مهران و در عملیات کربلا یک بر اثر اصابت ترکش خمپاره به گردن به شهادت رسید و بدن مطهرش را در اراک به خاک سپردند.

وصیت نامه: بسم الله الرحمن الرحیم اين وصيت نامه‌ها انسان را مي‌لرزاند و بيدار مي‌كند.(امام عزيزمان خمینی بت شكن.) اينك وقت آن رسيده كه وصيت نامه خود را بنويسيم چون كه واجب است هر مسلمان، هر شبى كه سر را روى بالين خود مى‌گذارد وصيت كرده باشد، لذا من هم تكليف خود مي‌دانم كه اين واجب را انجام دهم و امّا وصيت من با نام خداوند تعالى شروع شده و ضمن درود و سلام به آقا امام زمان(عج) و يگانه منجى عالم بشريت و نايب بر حق آن آقا يعنى خمينى روح خدا و درهم‌كوبنده شرق و غرب و نجات‌دهنده مسلمين از بند اسارت مستكبران عالم و با پيامى به مردم شهيد پرور ايران. من كوچك‌تر از آن مي‌باشم كه پيام‌دهنده باشم ولى مي‌گويم كه شما اى ادامه‌دهندگان راه حسين(ع) و پويندگان خون شهداء، هميشه به هوش و سراپا گوش به فرمان رهبر خود بوده و تا مى‌توانيد جبهه‌هاى نور بر تاريكى را پر كنيد كه نكند امام عزيز از اين مسئله ناراحت باشد چراکه اگر امام را ناراحت كنيد قلب امام زمان(عج) خود را رنجانده‌ايد و هميشه با منافقين در جنگ باشید كه اگر خداى ناكرده آن‌ها بر ما پيروز شوند، ديگر نه دين و نه ناموس براى اين مملكت خواهند گذاشت و كشور خود را که آزادی و استقلالش مرهون خون شهدا مى‌باشد به اجانب نسپارید. من به شما مى‌گويم كه اگر شهادت نصيبم شد از هر كسى كه من او را رنجانده‌ام رضايت مى‌خواهم كه إن شاءالله آن ها هم مى‌بخشند.