اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا

شهید علی آدینه

  • شهید علی آدینه
  • نام پدر: عیسی
  • محل تولد: اراک
  • تاریخ تولد: 1345/5/1
  • محل شهادت: شلمچه
  • تاریخ شهادت: 1364/12/4
  • قشر: ارتش
  • سن: 19
  • وضعیت تاهل: متاهل
  • شهرستان: اراك
  • شماره شناسنامه:
  • کد ملی: 0530626901
  • محل دفن: اراک
  • ستاد یادواره: نزاجا
  • یگان خدمتی: نزاجا
  • عضویت: س.ا
  • نام عملیات: پدافندی

شهید علی آدینه در اولین روز از مرداد ماه سال ۱۳۴۵ در شهرستان اراک و در خانواده‌ای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود.

پدر و مادرش، نام او را به عشق مولایش، علی نهادند تا راه و روش مولایش را در  پیش گیرد. خونی مطهر در رگهایش بود و افتخار تباری والا، هم چون اجدادش مهربان و بزرگوار بود. در حالی که فقر مالی، گاه سختی‌هایی را بر خانواده‌اش تحمیل می‌کرد، وجود او نور امیدی بر دل رنجور پدر و مادر و خواهران و برادرانش بود.

هم درس می‌خواند و هم کار می‌کرد. با درس، تشنگی روح را فرو می‌نشاند و با کار کردن، جسم را می‌پروراند. کوچه پس کوچه‌های این شهرستان، شاهد بزرگ شدن جسم و روحش با هم بودند و سعی داشتند تا تمام خاطرات او را یک به یک حفظ کنند و در خاطره‌ها، نگاه دارند.

نامش علی بود و این نام زیبا را پدرش انتخاب کرد؛ چرا که ارادت و عشقی وافر به مولا(ع) داشت و دوست داشت تا در خانه این نام را زیاد بر زبان بیاورند. علی هم مرید مرام صاحب نامش شد و به راهی رفت که علی(ع) دوست داشت.

کودکی و شیطنت‌هایش را که خوب انجام داد، علوم دینی و قرآنی را هم فرا گرفت و هنوز هفت سالش نشده بود، که به مدرسه رفت تا کسب علم کند. تحصیلاتش را تا پنجم ابتدایی ادامه داد تا سواد خواندن و نوشتن بداند.

پنج برادر داشت که همگی در برادری متحد بودند و به خانواده برای خرج و مخارج کمک می‌کردند. قبل از این که به خدمت سربازی برود، پدرش برایش دختری نجیب را خواستگاری کرد تا سنت پیغمبر(ص) را انجام داده و برای علی همدم و همراه خوبی پیدا کرده باشد. ثمره این ازدواج شیرین علیرضا بود که با آمدنش خنده را بر لبان پدر آورد و نور وجودش در خانه آدینه درخشید. زمان سربازی شد و با اهل خانه، مخصوصاً پسرش علی رضا خداحافظی کرد و در لشکر ۲۱ حمزه سید الشهداء(ع) در ارتش مشغول به خدمت شد. سرانجام، علی در شلمچه در خط مقدم پدافندی بر اثر اصابت ترکش خمپاره در حالی که مشغول نماز بود، هم چون مولایش علی(ع) به دیدار مولایش شتافت، حتماً رازی بوده که نامش را علی گذاشتند و شهادتش نیز علی(ع) گونه بود. پیکر مطهر شهید در زادگاهش به خاک سپرده شد.

وصیت نامه: