اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا

شهید رضا آشتیانی عراقی

  • شهید رضا آشتیانی عراقی
  • نام پدر: غلامرضا
  • محل تولد: آشتیان
  • تاریخ تولد: 1345/3/28
  • محل شهادت: شلمچه
  • تاریخ شهادت: 1365/11/18
  • قشر:
  • سن: 20
  • وضعیت تاهل: م.ج
  • شهرستان: آشتیان
  • شماره شناسنامه:
  • کد ملی: 0519819829
  • محل دفن:
  • ستاد یادواره:
  • یگان خدمتی: ل17
  • عضویت: روحانی
  • نام عملیات: کربلای5

شهيد رضا آشتياني در سال ۱۳۴۵ در خانواه اي مذهبي و متدين متولد شد. او از همان كودكي علاقه و محبت زيادي نسبت به قرآن و ائمه اطهار داشت. دوران ابتدايي را در دبستان قاآني گذراند و وارد مدرسه راهنمايي شهيد – نورابي- شد. بعد از اتمام دوره راهنمایی با علاقه اي كه به علوم ديني داشت وارد حوزه علمیه آشتیان شد.در اوایل جنگ تحمیلی این سرباز انقلاب اسلامي با سن كمي كه داشت؛ وظيفه خود می دانست تا او هم همپاي ديگران از سرزمين خود دفاع كند، اما او را به جبهه نبردند. تأكيد زياد به انجام دادن فرائضی و عنایت خاص به نوافل  مثل: روزه مستحب و نماز شب داشت و معتقد بود كه با تلاوت قرآن، دعا، ذكر و نماز شب مي توان به خدا نزديك تر شد.

اوهواي نفس را مغلوب كرد در مراسم سوگواري ائمه به خصوص امام حسين(ع) شركت مي كرد. در انجمن هاي اسلامي، ستادهاي نماز جمعه وراهپیمایی ها شركت و فعاليت داشت. فعاليت هاي مهم علمی نداشته ولي علاقه فراوان به مطالعه كتاب هاي علمي داشت از فعاليت هاي فرهنگي و هنري طراحي و خطاطي مي كرد و خط را زير نظر استاد واشقاني آموزش ديد.او سرانجام درزمستان سال ۱۳۶۵ موفق شد به جبهه برود. به عنوان نیروی تبلیغات عازم جبهه شد و پس از چند روز آموزش مقدماتی خود را به خط مقدم جبهه رساند. راهش را یافته بود و حضورش در منطقه عملیاتی هنوز به یک ماه هم نرسیده بود که در عملیات کربلای ۵در هجدهمین روز از بهمن ماه همان سال با ترکش خمپاره دشمن به شهادت رسید. پیکر مطهر شهید در زادگاهش به خاک سپرده شد.(آیینه حماسه ص۱۴)

خاطره:

تمام خصويت اخلاقي و رفتاري را كه اسلام سفارش نموده است ايشان رعايت مي كردند به عنوان نمونه: شهيد گرانقدر احترام به خانواده خصوصاً پدر و مادر مي گذاشت شوخ طبع، صبور، مهربان، با گذشت، فداكار، قدردان، بي تكبر، علاقه به شركت در نماز جمعه و جماعت داشت و هميشه سعي مي كرد نماز را به جماعت برگزار نمايد. با كودكان مهربان و خوشرفتار بود.

هنگاميكه مي خواستيم او را بدرقه نماييم ديديم كه در ميان تمام بسيجيان پيشاني بند قرمز بسته اند كه بعد از رفتن به ما الهام شد به عشق شهادت رفته بود و بعد از هجده روز جنازه اش را آورند.

يكي از همرزمان شهيد نقل كردند كه در روز عمليات رضا خيلي نوراني شده بود مسئوليت ما در پشت خط بود و او مي خواست به خط مقدم برود من هر چه به او گفتم نرو او رفت و بعد از كمك به چند مجروح و زخمي به شهادت رسيد.

وصیت نامه: بنام الله ....سلام و درود بر حضرت رسول اکرم(ص) و دختر گرامیش و دوازده امام معصوم (ع) بخصوص حضرت حجت ابن الحسن صاحب الزمان ارواح العالمین لمقدمه الفدا .قصد نوشتن وصیت نامه نداشتم چون که چیزی برای گفتن ندارم ولی به هرحال بدلم افتاد که ذغالی به صفحه سفید کاغذ بکشم نمی دانم از کجا شروع کنم که رضای خداوند تبارک و تعالی در آن باشد اما کجا بهتر از سنگر علم و تقوی حوزه علمیه که از سال ها پیش درشهر ما برقرار بوده و هست و خواهد بود ان شاء الله چند جمله ای با این برادران، ای عزیزان آیا خسارت نیست که برای دیگران بسوزی ولی وجود خودت سرد و یخ زده باشد این سخن پیامبر اسلام است که آنکه می داند و عمل نمی کند مانند چراغی است که به مردم نور می دهد ولی خودش را می سوزاند و این کلام علی (ع) را شنیده اید که، العالم بلا عمل کالشجر بلاثمر. در این رابطه حضرت مسیح فرموده است نابینا را از گسترش نور خورشید چه سود؟ ای برادران ثمره درخت چه بسیار است ولی هر ثمره ای سودمند و خوردنی نیست دانشمندان بسیارند ولی همه آنان از علم خویش بهره نمی گیرند گویندگان چه بسیارند لیکن همه حرف ها راست نیست و کلام دیگر و آن اینکه آن افرادی که پشمینه می پوشند و سربزیرند ولی از زیر ابروهایشان در پی گناهند همچون منافقان، سخنانشان مخالف عملشان است مگر از بوته های خار می توان انگور و انجیر چید، از گذشته توبه کنید و بحق روی آورید، آری صفای مدرسه را به رذائل آلودن، کاری است زشت و حرم دل را بتخانه ابلیس ساختن توهینی است نابخشودنی. مگر کلام مولایمان را نشینده اید که می فرماید: القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله غیر الله .ای مومنین و مومنان؛ بیایید مقداری هم در امور اخروی تفکر کنیم و معاصی را بشناسیم و در پی علاج آن برآییم از باب مثال بعنوان آفتی بزرگ برای علم در قلوب غیر مهذب و بیماری مهلکی در حوزه و مدرسه و غیره، این بلای دانایان است از چه بگویم بهر جا که سر می زنم می بینم که بازنده شده ام چونکه سرمایه ام از دست رفته و چیزی ندارم جز کوله باری از گناه و معاصی آنقدر روسیاهم که توان صدا زدن خداوند وائمه اطهار(ع) را ندارم چونکه هوای نفس بر من غالب شده است و مرا مغلوب خود ساخته برای نجات از این مرض می توانیم رجوع کنیم به روزه مستحبی و نماز شب و دعا واستغفار تا اینکه علامات محبت برما ظاهر شود بله محبت از برای خداوند علامات چند دارد اول آنکه طالب لقاء رب بودن و چون وصول بر آن بر مردن موقوف است مرگ برای عاشق گوارا می باشد دوم آنکه طالب رضای خدا باشد و رضای خدا را بر خواهش خود اختیار کند سوم آنکه پیوسته دل او به یاد خدا مشغول باشد و بجز حدیث او چیزی نشنود و نگوید چهارم آنکه شوق به خلوت داشته باشد که مناجات خدای خود کند پنجم آنکه بر همه بندگان خدا مهربان باشد ششم آنکه بر هیچ چیز از امور دنیوی که از دست او رفته تأسف نخورد و متألم و محزون نگردد. هفتم آنکه از هیبت و عظمت الهی خائف باشد و در زیر لوای کبریا و جلال، متذلل و مضطرب باشد. هشتم آنکه خود را نسبت به دیگران پوشیده دارد و زبان به اظهار آن نگشاید... .