اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا

شهید سعید احمدی

  • شهید سعید احمدی
  • نام پدر: محمود
  • محل تولد: سینقان دلیجان
  • تاریخ تولد: 1348/1/1
  • محل شهادت: شلمچه عراق
  • تاریخ شهادت: 1366/7/12
  • قشر:
  • سن:
  • وضعیت تاهل:
  • شهرستان: دلیجان
  • شماره شناسنامه:
  • کد ملی: 0579905977
  • محل دفن: سینقان دلیجان
  • ستاد یادواره:
  • یگان خدمتی:
  • عضویت:
  • نام عملیات: پدافندی

زندگی­نامه:

در اولین روز از سال ۱۳۴۸ بود که صدای« یا مقلب القلوب و الابصار» بر لب­ها بود و شنیده­می­شد و همه، دور یک سفره جمع بودند، تا سال تحویل شود و سالی جدید را با آرزو­های زیادی که داشتند آغاز کنند. مشهدی محمود در حال قرائت قرآن بود و بی خبر از این که امروز کودکی برایش متولد می­شود که قرار است از حافظان همان قرآن و اسلام باشد. صدای توپ که شنیده­شد همه به هم تبریک سال جدید می­گفتند و از بزرگتر­ها عیدی طلب می­کردند،که  سعید متولد شد و پدرش  شکر خدا کرد و کودکش را در آغوش کشید که چنین هدیه و عیدی را برایش در روز اول فروردین فرستاده­است.

او را در دامان پر از مهر و محبت خویش نشاندند و بزرگ کردند تا عاشقانه­های اسلام را بیاموزد و احکام و شرعیات را یاد بگیرد. او بزرگ­تر می­شد و در مسیری قرار می­گرفت که پدر و مادر ابتدایش را نشانش داده­بودند و خویش باید با انتخاب درست تا انتهایش می­رفت و چه عاشقانه تا انتهای جاده رفت و در صراط مستقیم گام نهاد.

تحصیلاتش را از شش سالگی روستای سینقان دلیجان آغاز کردو تا گرفتن مدرک سیکل ادامه داد .

در دوران انقلابف سن و سالی نداشت ولی دلش با امام خمینی- رحمه الله علیه- بود و راه و منش ایشان را دوست داشت و ادامه داد. عکسی از ایشان قاب کرده­بود و در اتاق خانه، جلوی چشم همگان نصب کرده­بود تا هر کس به خانه شان می­آید، ابتدا رخسار ملکوتی امام را ببیند و بعد بنشیند. انقلاب که به پیروزی رسید همچنان مشغول تحصیل بود تا جنگ آغاز شد.

ناقوس جنگ که نواخته­شد، مرد از نامرد جدا شد و او مردی­اش را با حضور در جبهه ها ثابت کرد. چند باری قصد رفتن به جبهه را داشت که اجازه نمی­دادند و او پژمرده و ناراحت به گوشه­ای می­رفت و گریه می­کرد. آن قدر به این در و آن در زد تا توانست اجازه رفتن بگیرد و به جبهه اعزام شود. او به عنوان پاسدار وظیفه به گردان امام حسین- علیه السلام- لشکر ۴۲ قدر پیوست و حدود دو ماه خدمت کرد. سرانجام در دوازدهم مهر ماه سال ۱۳۶۶ در محور حضرت علی­اکبر- علیه السلام- به شهادت رسید و آسمانی شد و پیکر مطهرش را در روستای سینقان به خاک سپردند.

وصیت نامه: