1 آبان 1398 - 19:11
چند اصطلاح جنگی
* اللهم ارزقنا ترکشاً قلیلا و مرخصیً کثیرا. * چه برداشتی از جبهه دارید؟ به خدا فقط یک جفت پوتین برداشتم. * کلوا و اشربوا حتی اذابلغت الحلقوم * دنیا دو روز است سه روز هم تو راهی، میشه پنج روز. * مادرم گفته همه چیز بخور جز تیر و...
1 آبان 1398 - 19:11
بیت المال
خمپاره که می‌زدند طبیعتاً اگر در سنگر نبودیم خیز می‌رفتیم تا از ترکش آن محفوظ بمانیم. بعضی صاف صاف می‌ایستادند و جنب نمی‌خوردند و اگر تذکر می‌دادی که دراز بکش، می‌گفتند: بیت المال است. حالا که این بنده خدا به خرج افتاده نباید جاخالی داد. حیف است، این همه راه...
1 آبان 1398 - 19:11
وقتش رسیده
شب بود. زیر چادر نشسته بودیم، حرف ازدواج شد. همه به هم تعارف می كردند، هر كس سعی می كرد دیگری را جلو بیندازد. یكی از برادران گفت:«ننه‌ی من قاعده‌ای دارد. می‌گوید هر وقت پایت از لحاف آمد بیرون، موقع زن گرفتن است». وقتی این حرف را می‌زد كه علی...
1 آبان 1398 - 19:10
کی با من کار داشت؟
یک قناسه چی ایرانی که به زبان عربی مسلط بود اشک عراقی ها رو درآورده بود. با سلاح دوربین دار مخصوص اش چند ده متری خط عراقی ها کمین کرده بود و شده بود عذاب عراقی ها... چه می کرد. بار اول بلند شد و فریاد زد: «ماجد کیه؟» یکی از عراقی ها...