31 بازدید

خانواده

هردوتایمان اهل سادگی بودیم و از تجملات بیزار، اول زندگی‌مان بود و این خصلت، خوش می‌درخشید، دو تا اتاق از خانه‌ پدری‌اش مانده بود که فرش کردیم، جهیزیه‌ام را هم با مهدی بردیم و چیدیم، آن‌قدر کم بود که پشت یک پیکان استیشن جا بشود، فقط وسایل ضروری زندگی را داشتیم و به همین سادگی زندگی‌مان شروع شد. خاطرات شهید چمران از زبان همسرش