شهید حیدرعلی اجاقلو

5 بازدید
نام
حیدرعلی
نام خانوادگی
اجاقلو
نام پدر
اسمعلی
سیادت
خیر
شماره شناسنامه
شماره ملی
سن
53 سال
محل تولد
زنجان
تاریخ تولد
1310/04/10
محل دفن
ساوه
تاریخ شهادت
1363/12/26
محل شهادت
شرق دجله - عراق
نحوه شهادت
تاهل
تعداد فرزند
شغل
تحصیلات
جنسیت
رشته تحصیلی
دین و مذهب
نیرو
یگان
عملیات
بدر
رده اعزام کننده
شهر محل اعزام
نوع شهادت
تاریخ تدفین
قشر
نوع عضویت
سمت و وظیفه

درباره شهید

زندگی نامه:

شهرستان زنجان پایگاه شور و شعور حسینی بوده و هست. از قدیم الایام مردانی در این شهر به دنیا آمده‌اند و بزرگ شدند که سراسر وجودشان وقف روضه اباعبدالله الحسین() شد. ترک زبانانی عاشق که زحمات زیادی را برای مجالس اهل بیت() و هم برای ایران اسلامی‌در دوران انقلاب و جنگ تحمل کردند. آغاز تابستان بود و خانه مشهدی اسماعیل شلوغ‌تر از همیشه بود، سفره‌دار و میهمان نواز بود ولی این بار به خاطر اتفاقی دیگر دور هم جمع شده بودند. زمان ولادت حیدرعلی بود. اسماعیل پدر شهید حیدرعلی در پوست خود نمی‌گنجید و مدام در حال قدم زدن بود اصلاً آرام و قرار نداشت تا لحظه‌ای که خبر ولادت کودکش را به او دادند. خوشحال و خرسند، شکر خدا می‌کرد و با شنیدن این خبر که خدا را شکر هم حال مادر خوب است و هم کودک سالم است خنده بر لبانش نشست و آرامشی دیگر گرفت. زندگی‌اش را بر مدار مکتب سرخ عاشورا ساخته بودو کودکش را نیز در این مکتب بزرگ کرد و تربیت کرد. که عاشورایی ببیند و عاشورایی بیاندیشد و عاشورایی زیست کند، تا در نهایت عاشورایی مردن را که بهترین مرگ‌هاست انتخاب کند و همین‌گونه هم شد. با قرآن و اهل بیت() آشنایش کرد راه مسجد را به او نشان داد و همراه خویش به مسجد می‌برد تا از این پایگاه الهی درس‌ها بگیرد. در کودکی دست روزگار او را به شهر ساوه کشاند. به مکتب خانه رفت و درس قرآنی را فرا گرفت. از جوانی در شرکت آلومینیوم پارس به عنوان کارگر مشغول به کار شد. حیدرعلی مهربانی را از مادرش آموخت، مادری که زحمت‌های بسیاری کشید تا فرزندش خادم اهل بیت() باشد و در این راه کار کند و خدمت کند. بزرگ و بزرگ‌تر شد تا در کارها به پدر و مادر خویش کمک کند. سن و سالش که بیشتر شد در امرار معاش خانواده کمک و یار پدر شد تا سهمی‌کوچک داشته باشد. به همه کمک می‌کرد، در سلام پیشی می‌گرفت و این اخلاق ویژه او بود که او را در چشم همه مردمان زنده و جاوید نگه داشت. تا امروز از او به نیکی و مهربانی یاد می‌کنند. دوران انقلاب از فعالان این عرصه بود زیرا با شاه و نوع مملکت داری‌اش و بی عدالتی‌هایش مشکل داشت. او می‌خواست تا در کشوری زندگی کند که صدای اسلام را هر روز از شهرها و روستاهایش بشنود. در کشوری نفس بکشد که عدالت و برابری در آن موج بزند. با این اهداف وارد مبارزه با رژیم ستم‌شاهی شد و با همه مردم یک صدا شد تا توانستند بر این مهم پیروز شوند و جشن پیروزی را در سال 1357 بگیرند. بعد از انقلاب به کار و تلاش و زندگی پرداخت تا جنگ تحمیلی آغاز شد و به عنوان بسیجی به میدان جنگ رفت و در سپاه اسلام مشغول فعالیت شد. در نهایت، این شهید والا مقام بعد از کلی رشادت و مردانگی و ایثاری که از خویش بر جای گذاشت در بیست و ششم اسفند ماه سال 1363 به شهادت رسید و آسمانی شد.

وصیت نامه:

درود فراوان همراه با سلام از ته قلب به خانواده‌های شهدا می‌فرستم. به آن‌هایی که به قول شهید مطهری چشم و چراغ ملت‌اند و درود می‌فرستم به خانواده‌های مفقودین مخصوصاً مادران آن‌ها که زینب() وار صبر کرده‌اند و در برابر هجران و دوری فرزندان طاقت آورده اند. و درود می‌فرستم به خانواده‌های معلولین و مجروحین که فرزندانی چنین تربیت کرده‌اند که حاضر شده‌اند دست و پا و اعضای بدن خود را فدای اسلام نمایند. درود فراوان می‌فرستم به اعضای خانواده خودم که صبر کردند در این مدتی که در جبهه بوده‌ام و در مقابل سختی‌ها صبر کردنده اند. خانواده گرامی‌ام صبر کنید در مقابل سختی‌ها و شکیبا باشید و حرف منافقین از خدا بی‌خبر را گوش ندهید. آن‌ها می‌خواهند شما عزیزان را از راه امام() بیرون نماید و ضربه بزنند شما با صبر و استقامت خود مشت محکمی‌ بر دهان آن‌ها بزنید. دخترانم زینب() وار زندگی نمایید و راه زینب() را پیشه نمایید. پسران عزیزم به مانند قاسم و اکبر زندگی نمایید و پیوسته به یاد خدا باشید. مقداری نماز و روزه بدهکار می‌باشم که امیدوارم خدای کریم ببخشد و فرزند گرامی‌ام اگر توانستید برایم مقداری نماز بخوانید و روزه بگیرید. و ملت شهیدپرور و هوشیار ایران از توطئه و نفاق علیه یکدیگر بپرهیزید که دشمنان در کمین هستند و آماده جدایی شما هستند تا با نفاقی که در بین خود شما پیدا می‌شود شما را گمراه کنند. اگر کسی حقی بر گردن شما دارد آن را ادا کنید. ای مردم اگر کسی را به دلایلی ناراضی کرده‌اید و حق کسی را پایمال کرده‌اید بروید و حلالیت خواهی کنید. مرگ برای انسان صبر نمی‌کند. ای انسان‌ها و ای جوانان و ای نوجوانان بروید به دعاها و نمازها بپردازید و خود را از گمراهی نجات دهید. ای مردم چرا این همه حق کشی‌ها را نادیده گرفته و هیچ می‌پندارید آیا فکر نمی‌کنید که مرگ هم چنان سایه انسان در پشت سر اوست؟ اگر فکر نمی‌کنید که حقیقت است یک بار به این قبرستان بروید و قبرهای جوانانی را مشاهده کنید که چگونه خاک آن‌ها را در خود خوابانیده است و آن‌ها را در آغوش خویش نگاه داشته است و هنوز مزه زندگی را نچشیده با زندگی وداع کردند. ان‌شاء‌الله تمام اقوام و آشنایان و هم وطنان عزیز راه خمینی() عزیز را طی کنند و ان‌شاء‌الله از سربازان واقعی امام زمان() باشند.

ارسال اطلاعات درباره " شهید حیدرعلی اجاقلو "

دلنوشته درباره " شهید حیدرعلی اجاقلو "