شهید ابوالفضل ده کهنه

4 بازدید
نام
ابوالفضل
نام خانوادگی
ده کهنه
نام پدر
محمدحسین
سیادت
خیر
شماره شناسنامه
شماره ملی
0532173783
سن
25 سال
محل تولد
اراک
تاریخ تولد
1340/11/01
محل دفن
اراک
تاریخ شهادت
1365/04/10
محل شهادت
قلاویزان - مهران
نحوه شهادت
تاهل
تعداد فرزند
شغل
تحصیلات
جنسیت
رشته تحصیلی
دین و مذهب
نیرو
یگان
عملیات
کربلای 1
رده اعزام کننده
شهر محل اعزام
نوع شهادت
تاریخ تدفین
قشر
نوع عضویت
سمت و وظیفه

درباره شهید

زندگی نامه:

پدر و مادرش هرگز تصور نمی‌کردند که خدا گنجی ناشناخته به آن‌ها عطا کرده و این کودکی که نام ابوالفضل را برایش انتخاب کرده‌اند سال‌ها بعد یکی از سرداران سپاه اسلام خواهد شد.

اولین فرزند خانواده محمدحسین در اول بهمن 1340 متولد شد. ایام کودکی را در کنار خانواده گذراند و بیشتر وقت خود را در مسجد کله‌ای‌های اراک پشت سر می‌گذاشت. دوران تحصیل ابتدایی و راهنمایی را که تمام کرد وارد هنرستان صنعتی شد و این مصادف با آغاز انقلاب اسلامی‌ بود. حضورش در راهپیمایی‌ها و تظاهرات آغاز انقلاب او را به یک جوان انقلابی تمام عیار تبدیل کرد تا جایی که بیشتر وقتش را در پایگاه‌های مساجد پشت سر می‌گذاشت با این حال از ورزش غافل نبود و رشته کشتی را به عنوان ورزش تخصصی در پیش گرفته بود و از پهلوانان این رشته در شهرش محسوب می‌شد.

با شروع غائله کردستان با گروهی به سرپرستی سردار شهید سیاوش امیری به مناطق غرب کشور اعزام شد و سپس با آغاز جنگ تحمیلی در عملیات فتح شیاکوه به شدت مجروح و به مدت 2 ماه در بیمارستان بستری شد. این مجروحیت موجب نشد که از جبهه فاصله بگیرد و بلافاصله پس از بهبود جراحات عازم مناطق جنگی جنوب شد.

او در سال 1362 همسری مومنه برگزید و خداوند به او ریحانه‌ای با ایمان عطا کرد که پاسدار خون شهید خواهد بود.

عملیات‌های بیت‌المقدس، خیبر، فتح المبین، والفجر مقدماتی، والفجر 1، 2، 3، 4، .... شاهد رشادت‌های ابوالفضل بود.

تا این که در دهم تیرماه 1365 در عملیات کربلای یک در منطقه مهران در حالی که فرمانده گروهان در گردان علی بن ابی طالب() را بر عهده داشت، بر اثر اصابت ترکش به دیدار هم‌رزمان شهیدش شتافت. پیکر مطهر شهید در زادگاهش به خاک سپرده شد.

وصیت نامه:

تا انقلاب خونبار ما با خون من و هزاران مثل من رشد کرده و به درجه اعلای خود برسد و باشد تا روز قیامت. ‌ای ملت عزیز ایران، به همت بلند شما سوگند که چشم آسمان در پرونده حیات خویشتن ملتی را به بلند همتی شما زیارت نکرده است. در آخرین قسمت وصیت نامه خود پیام به خانواده که هیچ‌گونه ناراحتی نداشته باشند چون اینجانب با دید کامل نسبت به اسلام و این انقلاب به جبهه‌های حق علیه باطل رفته‌ام و در مراسم، هیچ‌گونه ناراحتی نداشته باشید. من نمی‌گویم گریه نکنید ولی به یاد آورید در جلوی چشمانتان که شما تنها مادر یا همسری نبوده‌اید که شهید داده‌اند. خداوند ان‌شاءالله به شما صبر بدهد و به دخترم بگویید که او را خیلی دوست دارم ولی مسئله اسلام و جنگ است. اگر چه او مرا نمی‌شناسد.

برادر و خواهر شما با همدیگر در پیشبرد اسلام بکوشید. برادر تو در کارخانه و جبهه و خواهر تو با درس خواندن و بعد رسیدن به درجات بالای علمی‌ که نخواهیم محتاج استادهای خارجی پاکستانی که بویی از اسلام نبرده‌اند، باشیم. و مادر تو نیز هیچ‌گونه ناراحتی به خودت راه نده چون خداوند انسان را در موقع سختی‌ها آزمایش می‌کند پس صبور باشد و این بنده حقیر را حلال کن. همسرم، خداوند بر زحماتی که برای این بنده رو سیاه کشیدی شاهد و ناظر است. ان‌شاءالله این حق را بر گردن من حلال کن. و از همه اقوام و کسانی که مرا می‌شناسند حلالیت بطلبید و برای اینجانب به خاطر خدا دعا کنید و در آخر تو و زینب (لیلا) را به خدا می‌سپارم. به امید فتح کربلای ایران.

در معبد عشق جان فدا باید کرد یعنی به حسین() اقتدا باید کرد

بی سر به لقای یار باید رفتن دینی است که این‌گونه ادا باید کرد

والسلام. ابوالفضل ده‌کهنه.

ارسال اطلاعات درباره " شهید ابوالفضل ده کهنه "

دلنوشته درباره " شهید ابوالفضل ده کهنه "