شهید فتح الله ذاکری

13 بازدید
نام
فتح الله
نام خانوادگی
ذاکری
نام پدر
غلامحسین
سیادت
خیر
شماره شناسنامه
شماره ملی
0558630881
سن
23 سال
محل تولد
ورآباد - خمین
تاریخ تولد
1341/06/26
محل دفن
ورآباد - خمین
تاریخ شهادت
1364/11/26
محل شهادت
کارخانه نمک - فاو
نحوه شهادت
تاهل
تعداد فرزند
شغل
تحصیلات
جنسیت
رشته تحصیلی
دین و مذهب
نیرو
یگان
عملیات
والفجر 8
رده اعزام کننده
شهر محل اعزام
نوع شهادت
تاریخ تدفین
قشر
نوع عضویت
سمت و وظیفه

درباره شهید

زندگی نامه:

تولدش در سال 1341 در روستای ورآباد در شهرستان خمین بود. در خانواده‌ای به دنیا آمد و بزرگ شد که درد کشیده و تلاش‌گر بودند. شش سالگی‌اش را به دبستان پیوند زد و دوران ابتدایی را در همان روستا سپری نمود. نبود مدرسه راهنمایی در روستای ورآباد موجب نشد تا او دست از تحصیل بردارد. برای گذراندن دوره راهنمایی به روستاهای مجاور می‌رفت. با تلاش شبانه‌روزی‌اش روز به روز، آگاهی بیشتری می‌یافت. برای آموزش در دوره دبیرستان به خمین رفت و دیپلمش را در این شهر گرفت. او حالا جوانی دانا شده بود و این دانایی را با تعهد همراه ساخت.

در سال‌های انقلاب و مبارزه نیز تا حد توانایی قدم در راه مبارزه نهاد و مشت و حنجره‌اش همانند دیگران فریاد حق سر می‌داد. با پیروزی انقلاب اسلامی‌ به جمع سبزپوشان سپاه پیوست. غیرت دینی و روح حماسی‌اش، او را در شروع جنگ تحمیلی به جبهه روانه ساخت تا برای حفظ دستاوردهای انقلاب، از جوانی و جان، مایه بگذارد. پس از چند نوبت که صداقت و ایمانش را در جبهه‌ها آزمود، در عملیات والفجر 8 معاون فرمانده گردان روح‌الله() را به عهده گرفت و پیشاپیش بسیجیان عاشق، در این عملیات پیروزمند جنگید؛ تا آن که در کارخانه نمک - فاو به خلعت سرخ شهادت آراسته شد و به ملکوت الهی پر کشید.

وصیت نامه:

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا تو را می‌ستایم چرا که در خور ستایشی. الهی تو را شکر می‌کنم چرا که ما را غرق در لطف‌ها و رحمت‌های خود کردی و تو را می‌پرستم چرا که مسجود ساجدانی و رب العالمینی و حمد و سپاس از آن توست ای‌ الله ای مولای ای کریم و رحیم. تو را شکر می‌کنم که به حق هدایت‌گری و نسبت به بندگان خودت رئوف و مهربانی و این بنده گناهکار و ضعیف را هدایت کردی و توفیق آن دادی که در راهت لباس سبز پاسداری بپوشم و در جبهه جنگ از اسلام عزیز پاسداری کنم. الحمد‌الله رب العالمین. برای چندمین بار قلم در دست گرفته وصیت‌نامه می‌نویسم و چند مطلب را متذکر می‌شوم. در درجه اول بگویم که هر کس برای خودش در زندگی آرزویی دارد و شما ای دوستداران من بدانید که آرزوی من این است که هر وقت مقدر است از این دنیا رحلت کنم، خداوند مرگ مرا شهادت در راهش قرار بدهد و شهادت آرزویم و پیروزی اسلام هدفم است. اینجا روی سخن من به همه آن‌هائی است که مرا دوست دارند و از خبر شهادت من متاثر می‌شوند یعنی تمامی‌ برادران و خواهران. ای فامیل‌های دور و نزدیک و ای دوستان مهربان من بیائید چند جمله از بزرگواران اسلام بشنویم و به آن جامعه عمل بپوشانیم. بیائیم ببینیم امام علی() چه می‌گوید؛ در حدیثی می‌فرماید: خودتان را ارزان نفروشید، قیمت شما بهشت است. پس ای عزیزان چرا خودتان را گم کرده‌اید؟ و در حدیث دیگری می‌فرماید: دنیا مانند ماری دارای ظاهری نرم و پر زرق و برق اما در باطن زهری کشنده دارد. ای سروران من! گول دنیا را نخورید. به خاطر این دو روز زندگی دنیائی، آخرت و عاقبت خودتان را تباه نکنید ... شاید ده‌ها حدیث یا بیشتر باشد به این مضمون که دنیا محل زندگی همراه با عیاشی و شهوترانی و.... نیست بلکه دنیا محل امتحان و تکامل و عبادت است. وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْاِنْسَ اِلَّا لِیَعْبُدُونِ.[114] و جن و انس را نیافریدم جز برای آن که مرا بپرستند.

عزیزان من که این وصیت نامه را می‌خوانید شما را دعوت می‌کنم و شما را قسم می‌دهم به خدا که قدری در زندگی خودتان تفکر و تعقل کنید که اولتان چه بودید، نطفه و بعد خون و بعد و حالا چه هستید و بعد، مرگ مردار و اگر کسی در آن زمان دست به شما بزند باید غسل کند. شما را به خون شهیدان قسم می‌دهم قدری فکر کنید که این همه پیامبران زجر کشیدند برای چه بود؟ از صدر اسلام تا به حال و حالا در انقلاب اسلامی‌ و جنگ تحمیلی این قدر شهید داده شد برای چه بود؟ این امامان() این قدر مظلومیت کشیدند و شهید شدند برای چه بود؟ به نظر من این بود که ما انسان‌ها که زنده مانده‌ایم بنده خدا باشیم نه بنده دنیا و شیطان. برای این بود که قدری ما ساخته بشویم. برای این بود که ما رابطه‌مان با قرآن نزدیک شود. برای این که جوانانمان با نماز اول وقت و قرآن و احکام و اخلاق اسلامی‌ آشنا و مانوس شوند. قرآن کریم می‌فرمایند: کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ.[115]هر چه بر زمین است فانی‌شونده است. پس بیائید به یاد تاریکی قبر باشیم. به یاد آنجائی باشیم که همه‌مان روزی به آنجا می‌رویم. ... بیائید خودمان را بسازیم و دنیا را زیر پا له کنیم و بیائید یاد آن ساعتی باشیم که ما را در قبر می‌گذارند. بدانید که آنجا هیچ چیز فائده ندارد غیر از عمل صالح. ای مومنان من به شما بگویم که دنیا به فرعون و نمرود با آن همه دارائی و مال دنیا که حتی نعوذ بالله ادعای خدائی می‌کردند وفا نکرد. ... و خدا می‌داند حالا چه بر سرشان می‌آید.

من از شما یک خواهش دارم که گاهی می‌بینم بعضی اوقات جوانان عزیز دچار شک و تردید می‌شوند و سستی به خودشان راه می‌دهند، این است که این عزیزان اسلام را در چهره آن روحانی بی‌روح، دنیا پرست و مقام پرست و شکم پرست، بی‌تقوی می‌دانند این اشتباه است. عزیزان من اسلام را در چهره رسول الله() و قرآن و علی بن ابی طالب() ببنید. در چهره امام() امت ببینید نه در چهره من یا آن آخوند نمای فاسد که به قول امام() عزیز از شمر بدترند. راه اسلام بسیار روشن است. اگر می‌خواهید رستگار شوید به قرآن کریم و عترت رسو‌ل‌الله() چنگ بزنید و از بندگان مخلص خدا باشید. در اول صبح قرآن بخوانید. نمازهای یومیه را در اول وقت بخوانید. امام() را تنها نگذارید.

... در پایان در یک جمله طوری حرکت کنید که فردای قیامت جوابگو بوده و سعادتمند و رستگار شوید. در پایان از همگی آن‌هائی که خبر شهادت مرا می‌شنوند عاجزانه می‌خواهم که هر گونه حقی در گردن من دارند چه مالی و چه عرضی مرا حلال کنند و می‌خواهم از برادران که در مجلس‌هایی که برایم می‌گیرند به عموم مردم بگویند که هر گونه حقی بر گردن من دارند از همشهری‌هایم یا بیایند بگیرند یا حلالم کنند و در آخر سلام و درود من بر آن‌هایی که ندای ملکوتی خدا و قرآن و امام() در آن‌ها اثر کرد و هدایت شدند و دنیا را رها کرده و مطیع اسلام و قرآن شدند و ننگ بر آن شکم پرستان که به قول قرآن از حیوان بدترند. کور باد چشم‌هایشان که جز شکم و شهوت چیزی نمی‌بینند.

والسلام علی من التبع الهدی.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی() خمینی() را نگه‌دار.

فتح‌الله ذاکری.


114سوره ذاریات، 56.
115سوره الرحمن، 26.

ارسال اطلاعات درباره " شهید فتح الله ذاکری "

دلنوشته درباره " شهید فتح الله ذاکری "